[ نویسنده : محمدصادق لهراسبي
| تاریخ ارسال : ۳ آذر ۱۳۸۸ | ساعت : ۰۴:۰۳:۳۵
| مرتبط با : كلام بزرگان با موضوع ازدواج
]
سلام بسيجي
سلام بر تو كه مرواريد خاطرات هميشه زنده شهامت و استواري را در صدف جانتپرورانده اي ، عشق الهيت را ، قلب آسمانيت رامي ستايمو از خداوند مي خواهم كهفرزنداناين مرز هميشه سربلند ، پاسدار خوبي براي ارزشهايي باشند كه تو پايدار ساختي.
داستان ازدواج پسر مقام معظم رهبري با دختر دكتر حداد عادل
[ نویسنده : محمدصادق لهراسبي
| تاریخ ارسال : ۲ آذر ۱۳۸۸ | ساعت : ۰۴:۰۱:۳۷
| مرتبط با : واقعيتهايي از ازدواج موفق و ناموفق
]
آقاي حداد عادل تعريف مي كردند:« سال 77، خانمي به خانه ما زنگ زده بود و گفته بود كه: مي خواهيم براي خواستگاري خدمت برسيم. خانم ما گفته بود دختر ما در حال حاضر سال چهارم دبيرستان است و مي خواهد ادامه تحصيل دهد. ايشان دوباره پرسيده بودند كه اگر امكان دارد ما بياييم دختر خانم را ببينيم تا بعد. اما خانم ما قبول نكرده بودند.
بعد خانم ما از ايشان پرسيده بودند كه اصلا شما خودتان را معرفي كنيد. و ايشان هم گفته بودند: من خانم مقام معظم رهبري هستم. خانم ما از هول و هراس دوباره سلام عليك كرده بود و گفته بود:« ما تا حالا به همه پاسخ رد داده ايم. اما شما صبر كنيد با آقاي دكتر صحبت كنم، بعد شما را خبر مي كنم». آن زمان خانم من مدير دبيرستان هدايت بود.
بعد از صحبت با من قرار بر اين شد كه آنها بيايند و دخترمان را در مدرسه ببينند كه هم دخترمان متوجه نشود و هم اينكه اگر آنها نپسنديدند، لطمه اي به دختر ما نخورد. طبق هماهنگي قبلي، خانم آقا آمدند و در دفتر مدرسه او را ديدند و رفتند. چند روز گذشت و من براي كاري خدمت آقا رفتم. آقا فرمودند:« خانم استخاره كرده اند، جوابش خوب نبوده است».
يك سال از اين قضيه گذشت. مجددا خانواده آقا تماس گرفتند و گفتند كه ما مي خواهيم براي خواستگاري بياييم.خانم بنده پرسيده بودند كه چطور تصميمتان عوض شده؟ آقا گفته بودند:« خانم ما به استخاره خيلي اعتقاد دارد و دفعه اول چون خوب نيامده بود، منصرف شدند» و خانم آقا هم گفته بودند:« چون دخترتان، دختر محجبه،فرهيخته و خوبي است، دوباره استخاره كردم كه خوب آمد و اگر اجازه بدهيد، بياييم.»
آن زمان دخترمان ديپلم گرفته بود و كنكور هم شركت كرده بود. پس از مقدمات كار، يك روز پسر آقا و مادرش با يك قواره پارچه به عنوان هديه براي عروس آمدند و صحبت كرديم و پس از رفتن آقا مجتبي، نظر دخترم را پرسيدم، ايشان موافق بودند.
بعد از چند روز خدمت آقا رفتيم. آقا فرمودند:« آقاي دكتر! داريم خويش و قوم مي شويم.» گفتم:« چطور؟» گفتند:«خانواده آمدند و پسنديدند و در گفتگو هم به نتيجه كامل رسيده اند، نظر شما چيست؟» گفتم:« آقا! اختيار ما دست شماست.»
آقا فرمودند:« نه! شما، دكتر و استاد دانشگاهيد و خانمتان هم همين طور. وضع زندگي شما مناسب است، اما زندگي من اينطور نيست. اگر بخواهم تمام زندگي ام را بار كنم، غير از كتاب هايم يك وانت بار مي شود. اينجا هم دو اتاق اندرون و يك اتاق بيروني است كه آقايان و مسئولين در آنجا با من ديدار مي كنند. من پول ندارم خانه بخرم. خانه اي اجاره كرده ايم كه يك طبقه مصطفي و يك طبقه هم مجتبي زندگي مي كند. شما با دخترت صحبت كن كه خيال نكند حالا كه عروس رهبر مي شود، چيزهايي در ذهنش باشد. ما اين طور زندگي مي كنيم. اما شما زندگي نسبتا خوبي داريد. حالا اگر ايشان بخواهد وارد اين زندگي شود، كمي مشكل است. مجتبي معمم هم نيست. مي خواهد قم برود و درس بخواند و روحاني شود. همه اينها را به او بگو، بداند.»
من هم به دخترم گفتم و ايشان هم قبول كرد. آقا در زمان قبل از رئيس جمهوريشان، در جنوب تهران خانه اي داشتند كه آن را اجاره داده اند و خرج زندگي شان را از آن در مي آورد؛ ايشان حقوق رهبري نمي گيرند و از وجوهات هم استفاده نمي كنند.
هنگام صحبت در مورد مراسم عقد و مهريه و ... آقا فرمودند:«در مورد مهريه، اختيار با دختر شماست. ولي من براي مردم خطبه ي عقد مي خوانم، سنت من اين بوده كه بيشتر از 14 سكه ، عقد نخوانم و تا حالا هم نخوانده ام، اگر بخواهيد، مي توانيد بيشتر از 14 سكه مهريه معين كنيد، ولي شخص ديگري خطبه عقد را بخواند. از نظر من اشكالي ندارد. چون تا حالا بيش از 14 سكه براي مردم عقد نخوانده ام، براي عروسم هم نمي خوانم.»
من گفتم آقا! اين طور كه نمي شود. من با مادرش صحبت مي كنم، فكر نمي كنم مخالفتي داشته باشد.» در مورد مراسم عقد هم گفتند:« مي توانيد در تالار بگيريد، ولي من نمي توانم شركت كنم.» گفتم:« آقا هر طور شما صلاح بدانيد.»
فرمودند :« مي خواهيد اين دو تا اتاق اندروني و يك اتاق بيروني را با هم حساب كنيد. هر چند نفر جا مي شوند، نصف مي كنيم؛ نصف از خانواده ما و نصف از خانواده شما را دعوت مي كنيم.» ما حساب كرديم و ديديم بيشتر از 200-150 نفر جا نمي شوند. ما حتي اقوام درجه اولمان را هم نمي توانستيم دعوت كنيم، اما قبول كرديم.
آقا غير از فاميل، آقاي خاتمي، آقاي هاشمي و آقاي ناطق و روساي سه قوه و دكتر حبيبي را دعوت فرمودند. يك نوع غذا هم درست كرديم.قبل از اينها صحبت خريد بازار شد. پسر آقا گفت: «من نه انگشتر مي خوام و نه ساعت و نه چيز ديگري.» آقا گفتند: خوب نيست. من هم گفتم:« حداقل يك حلقه بگيرند.» اما آقا فرمودند: «من يك انگشتر عقيق دارم كه يكي براي من هديه آورده، اگر دخترتان قبول مي كند، من آن را به ايشان هديه مي دهم و ايشان هم به عنوان حلقه، به مجتبي هديه دهد.» قبول كرديم و انگشتر را گرفتيم و بعد به آقا مجتبي داديم. كمي بزرگ بود. به يك انگشترسازي برديم تا كوچكش كند و خرجش 600 تومان شد. خلاصه خرج حلقه داماد 600 تومان شد.
به آقا گفتيم در همه اين مسايل احتياط كرديم، ديگر لباس عروس را به ما بسپاريد و آقا هم فرمودند: «آن را طبق متعارف حساب كنيد.» در همان ايام، ما خودمان براي پسرمان عروسي مي گرفتيم و يك لباس عروس براي عروسمان سفارش داده بوديم بدوزند.
خلاصه قبل از اينكه عروسمان استفاده كند، همان شب دخترمان استفاده كرد. بعد آقا گفتند: «من يك فرش ماشيني مي دهم، شما هم يك فرش بدهيد.» و به اين ترتيب مراسم برگزار شد. براي عروسي هم درو پيكان از اقوام ما و دو پيكان هم از اقوام آقا آمده بودند. مراسم در خانه ما تا ساعت 1 طول كشيد.
خانواده آقا آمده بودند كه عروس را ببرند، البته آقا ظاهرا كاري داشتند و نيامده بودند. اما وقتي عروس را به خانه آورديم، ديديم آقا هنوز بيدار نشسته اند و منتظرند كه عروس را بياورند. فرمودند: « من اخلاقا وظيفه خود مي دانم براي اولين بار كه عروسمان قدم به خانه ما مي گذارد، من هم بدرقه اش كنم و به اصطلاح خوش آمد بگويم.»
ما خيلي تعجب كرده بوديم و فكر نمي كرديم آقا تا آن ساعت شب بيدار باشند، حتي آقا آن شب هم غذا نخورده بودند. چون خانواده آقا سرشان شلوغ بود، به آقا غذا نداده بودند. آقا گفتند: «دكتر! امشب شام هم نداشتيم، من به يكي از پاسدارها گفتم شما چيزي خوردني داريد؟ آنها گفتند كه غير از كمي نان چيز ديگري نداريم. گفتم: همان را بياوريد. مي خوريم.»
بعد هم كه عروس وارد شد، آقا چند دقيقه اي برايشان در مورد تفاهم در زندگي و شرايط و اهميت زندگي زناشويي صحبت كردند و تا پاي در خانه، عروس را بدرقه كردند و خوش آمد گفتند. رعايت آداب حتي تا چنين جايگاهي چقدر ارزش دارد. اينها از بركت انقلاب اسلامي و خون شهداست.
ايشان دستور دادند حتي از ريزترين وسايل دفتر استفاده نشود، چون مال بيت المال است. حتي اگر مشكل وسيله نقليه هم پيش آمد، اجازه ندارند از وسايل دفتر استفاده كنند.
منبع:نشريه « اشراق انديشه » به نقل از حجت السلام پاينده، از اعضاي دفتر مقام معظم رهبري
[ نویسنده : محمدصادق لهراسبي
| تاریخ ارسال : ۲ آذر ۱۳۸۸ | ساعت : ۰۳:۵۲:۱۴
| مرتبط با : مبحث علمي ازدواج
]
انسانهاي موفق در يك مساله با هم مشترك هستند. همه آنها تصويري دقيق از خود و تواناييهايشان دارند. بدين ترتيب ميتوانند از استعدادهايشان در راه درستي استفاده كنند. شما هم اگر دوست داريد در زندگي انساني موفق شناخته شويد، بايد بكوشيد به خودشناسي دست پيدا كنيد. آزمون زير به شما در اين راه كمك ميكند.
1 - به نظر شما، بهترين شيوه براي اين كه اطمينان يابيدطرف مقابلتان كاملا برازنده و مناسب حال شماست، چيست؟
الف- اين كه خواستهها و سلايقتان در زندگي، عينا مثل هم هستند.
ب- اين كه شما در اين ارتباط، هميشه شاد و راضي هستيد و هيچ اختلاف نظر و مشكلي بينتان وجود ندارد.
ج- اين كه به اتفاق هم با مشكلات مواجه ميشويد و مبارزه ميكنيد و روز به روز بيشتر به يكديگر نزديك ميشويد.
د - اين كه والدين و خانوادهتان، او را تاييد ميكنند.
2 - به نظر شما، زوجها از چه طريق قادرند به بهترين نحو،مشكلات و مسائل مهم زندگي مشتركشان را حل و برطرف كنند؟
الف- اين كه ابتدا مشخص كنند چه كسي در اشتباه است و حق با كدام يك است.
ب- حتي در صورت ناراحتي و نارضايتي شديد، بايد مدام و همواره در مورد آنها با يكديگر صحبت و تبادل نظر كنند.
ج - آنها را به حال خود رها كنند و منتظر بمانند تا اوضاع خود به خود بهبود يابد.
د - تمام حواس و توجه خود را روي آنها متمركز كنند و گوش دل و جان به حرفها و پيشنهادهاي يكديگر بدهند.
3 - واژه ماهعسل دوره و مرحلهاي از زندگي مشترك زوجها محسوب ميشود كه:
الف - باعث ميشود اطمينان پيدا كنيم كه همسرمان كاملا برازنده و مناسب حال ماست.
ب - فرصتي در اختيارمان قرار ميدهد تا دريابيم كه آينده زندگي مشتركمان به چه شكلي پيش خواهد رفت.
ج - تا حدي مسخره و بچگانه است و نميتوانيم طي آن دوره زندگي طبيعي خودمان را ادامه دهي
د - اگر واقعا همسرمان نيمه گمشده و برازنده ما باشد، اين دوره ميتواند تا ابد به همان شكل ادامه داشته باشد.
4 - در زندگي مشترك زوجها، ممكن است تفاوتها ، اختلاف نظرها و مشكلاتي قدعلم كنند ، اينها:
الف - نمايانگر و علامتي دال بر اين حقيقت هستند كه لازم است تغيير و تحولاتي در همسرتان به وجود آوريد.
ب - دلايل و عللي هستند كه باعث ميشوند گذشت و سازش خود را به يكديگر نشان دهيد
و در جهت بهبود ارتباطتان بيشتر بكوشيد.
ج - به منزله علائم هشداردهندهاي هستند كه ثابت ميكنند همسرتان مناسب
حال و برازنده شما نيست و به دردتان نميخورد.
د - به منزله علائم و نشانههايي هستند كه به ما ميگويند زمان آن فرا رسيده است
كه چيزهاي جديدي ياد بگيريم و به مرحله رشد و شكوفايي دست پيدا كنيم.
5 - زوجهايي كه هميشه رضايت خاطر، خرسندي، خشنودي و شادمانيشان را با يكديگر تقسيم ميكنند با زوجهايي متفاوت هستند كه دائما ابراز نارضايتي و ناراحتي ميكنند و دلشان با يكديگر نيست . به نظر شما، تفاوت اصلي آنها در چيست؟
الف - زوجهاي گروه اول، هرگز عصباني نميشوند، جر و بحث به راه نمياندازند و دعوا مرافعه نميكنند و همواره خونسردي و آرامش خود را حفظ ميكنند و خويشتندار هستند.
ب - زوجهاي گروه اول به خراب شدن اوضاع دامن نميزنند و در واقع در زندگيشان، موش نميدوانند.
ج - زوجهاي گروه اول مسائل و مشكلات، تفاوتها و اختلافنظرهاي كمتري دارند، در نتيجه بيشتر فرصت پيدا ميكنند كه به يكديگر برسند و از زندگيشان لذت واقعي ببرند.
د - زوجهاي گروه اول، براي حل و رفع مسائل و مشكلات موجود در زندگي مشتركشان، از ابزار، تجهيزات، شگردها، راهكارها و تدابير زيركانهتر و بهتري برخوردارند.
[ نویسنده : محمدصادق لهراسبي
| تاریخ ارسال : ۳۰ آبان ۱۳۸۸ | ساعت : ۰۵:۳۷:۴۹
| مرتبط با : كلام بزرگان با موضوع ازدواج
]
همچنان كه قرآن، كتاب هدايت بشر است، مفسران قرآن نيز كه پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله) و ائمه معصومين(عليهمالسلام) هستند، براي هدايت انسانها فرستاده شدهاند. اينك به ديدگاه پيشوايان دين اسلام به ويژه مذهب تشيع درباره هدف، فلسفه و ملاك هاي ازدواج ميپردازيم. خوشبختانه روايتهاي بسياري درباره ازدواج وجود دارد و هيچ زاويهاي از زواياي پيچيده اين سنت الهي از چشمان تيزبين ائمه(عليهمالسلام) و پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله) پنهان نمانده است.
امام صادق(عليهالسلام) در حديثي ميفرمايد:
دوست داشتن زنان از اخلاق پيامبران(عليهمالسلام) است.[14]
پيامبر خاتم(صلي الله عليه و آله) فرموده است:من از دنياي شما تنها از زن و بوي خوش، بهره بردهام.[15]
هم چنين در حديث ديگري از ايشان ميخوانيم: نور چشمانم در نماز است و لذت من در زنان.[16]
از اين احاديث درمييابيم كه ديدگاه معصومين(عليهمالسلام) درباره زن با ديگر ديدگاهها چه تفاوتي دارد. ديگر ديدگاهها زن را موجودي شرور و شري ضروري و مايه بلاي مرد ميدانست و حتي مقام او را تا سطح حيوان و كالا پايين ميآورد. در مقابل، اين ديدگاه، به زن نگاهي آسماني دارد. نكته اصلي در اين روايت، پرهيز از افراط و تفريط درباره ابراز علاقه به زن است؛ زيرا روايتهايي در دست داريم كه مسلمانان را از زيادهروي در دوست داشتن زنان، نهي ميكند:
üتشويق به ازدواج
üفضيلت متأهل
üپافشاري بر هويت ديني ازدواج
üنكوهش دير شدن ازدواج
üتشويق به ازدواج براي افزايش نسل
üازدواج، مايه افزايش روزي و بركت
üتشويق به ميانجيگري در ازدواج
üآزادي در همسر گزيني
تشويق به ازدواج
در روايات بر اهميت ازدواج و پيآمدهاي مثبت آن بسيار تأكيد شده است. دليل چنين اهميتي را در اين عوامل بايد جست و جو كرد: دور نگه داشتن مؤمن از فساد و فحشا، جبران كمبودهاي طبيعي زن و مرد، نزديكتر شدن به كمال الهي، دست يابي به آرامش روحي.
پيامبر (صلي الله عليه و آله) ميفرمايد:
در اسلام هيچ بنايي نزد خدا دوست داشتني تر از بناي ازدواج نيست.[17]
در جاي ديگر چنين ميفرمايد:
ازدواج كنيد، زيرا من در روز قيامت به فراواني امتم افتخار ميكنم تا آن جا كه فرزند سقط شده با خشم بر در بهشت ميايستد. به او ميگويند: وارد بهشت شو. ميگويد: وارد بهشت نميشوم تا آنگاه كه پيش از من، پدر و مادرم وارد آن شوند. [18]
ايشان در حديث ديگري، ازدواج را محبوب خداوند معرفي ميكند:
هيچ چيز نزد خداوند محبوبتر از خانه اي نيست كه در اسلام با ازدواج آباد ميشود.[19]
يكي از وظايف مسلمانان پيروي از سنت پيامبر(صلي الله عليه و آله) است. از اين رو، پيامبر(صلي الله عليه و آله) در حديثي ميفرمايد:
ازدواج سنت من است. هر كس از آن روي برگرداند (و ازدواج نكند) از سنت من روي برگردانيده است.[20]
اميرالمؤمنين علي(عليهالسلام) ، وصي رسول خدا(صلي الله عليه و آله) نيز ميفرمايد:
ازدواج كنيد، زيرا ازدواج سنت رسول خداست[21]
فضيلت متأهل
همچنين احاديثي وجود دارد كه از برتري كسي كه ازدواج ميكند بر فرد مجرد سخن ميگويد.
پيامبر(صلي الله عليه و آله) ميفرمايد:
دو ركعت نمازي كه فرد متأهل (و داراي همسر) ميخواند از 70 ركعت نمازي كه يك مجرد ميخواند بهتر است.[22]
همچنين در جاي ديگر ميفرمايد:[23]
دو ركعت نمازي كه فرد ازدواج كردهاي ميخواند، از شبخيزي و روزهداري يك مرد بيزن بهتر است.[24]
در حديثي تكان دهنده از پيامبر(صلي الله عليه و آله) چنين آمده است:
بدترين مردهاي شما كسي است كه عزب (و بدون ازدواج) بميرد. [25]
امام باقر(عليهالسلام) نيز از پيامبر(صلي الله عليه و آله) نقل ميكند:
بيشتر اهل دوزخ، افراد مجرد هستند.[26]
پافشاري بر هويت ديني ازدواج
يكي از مسائل بسيار مهم ازدواج ، هويت ديني همسرگزيني است. از نظر روايات، ازدواج تنها براي برآوردن غريزه جنسي نيست. ازدواج هم چون دژي است كه زن و مرد را در برميگيرد و از دين و ايمان آنان پاسداري ميكند. ازدواج، زن و مرد را از آلودگي به گناه، باز ميدارد. بنابراين، ازدواج از اين ديدگاه، نه جنبه اقتصادي دارد و نه جنبه حيواني، بلكه داراي هويت كاملا ديني است.
درباره جنبه معنوي و ديني ازدواج به چند حديث بسنده ميكنيم.
پيامبر(صلي الله عليه و آله) فرمود:
هر كس ازدواج كند، نيم دينش را حفظ كرده است. پس از خدا بترسيد درباره نيم ديگر دينتان.[27]
بنابراين، ازدواج از اين ديدگاه، وسيله اي است براي حفظ دين و اعتقاد نسان و تكامل آن.
علي(عليهالسلام) فرمود:
هيچ كدام از اصحاب رسول خدا ازدواج نميكرد، مگر اين كه پيامبر(صلي الله عليه و آله) ميفرمود: او دين خويش را كامل كرده است.[28]
از سوي ديگر، احاديثي در زمينههاي دعاي پيش از ازدواج، خطبه، نماز، دعاهاي هنگام عقد و دعاهاي هنگام عروسي و زفاف و... وجود دارد كه از مجموع آنها چنين برميآيد كه در ديدگاه پيشوايان اسلام، ازدواج از جنبه معنوي و ديني بسيار بالايي برخوردار است. پس نگاه به ازدواج بدون در نظر گرفتن اين جنبه، نگاهي ناقص و نامتعادل است.
نكوهش دير شدن ازدواج
در مكتب جامع و كامل اسلام براي همه دورههاي سني انسان، برنامهريزي شده است. بنابراين، هنگامي كه دختر و پسر به رشد عقلي و جسمي رسيدند، بايد ازدواج كنند. رها كردن اين سنت الهي يا رعايت نكردن زمان مناسب آن، پي آمدهاي روحي نامطلوبي براي زن و مرد دارد. از اين رو، پيشوايان ديني، ما را از آن نهي كردهاند. پيامبر(صلي الله عليه و آله) روزي بر بالاي منبر رفت و پس از ستايش الهي فرمود:
اي مردم! همانا جبرئيل از سوي خداوند لطيف و خبير بر من نازل شد و گفت: همانا دختران باكره مانند ميوههاي روي درخت هستند. هنگامي كه ميوه رسيد بايد آن را چيد وگرنه خورشيد آن را فاسد ميكند و باد آن را تباه ميسازد. هنگامي كه دختران باكره به دوران بلوغ (و سن ازدواج) برسند، براي آنان دوايي جز شوهر نيست وگرنه از فسادشان ايمن نباشيد؛ زيرا آنان نيز بشرند.[29]
پيامبر اسلام(صلي الله عليه و آله) با زباني رسا و منطقي و عالي، راه كار پيش گيري از فساد و فحشا در يك جامعه انساني را بيان كرده است. فساد و فحشايي كه اينك جامعههاي انساني را در برگرفته است، در همين دير شدن ازدواج دختر و پسر ريشه دارد. باري، راه چاره اين معضل اجتماعي، ازدواج به موقع بر اساس مصالح دختر و پسر است؛ زيرا دگرگونيهاي جسماني و روحاني رسيدن به سن بلوغ و هجوم غريزههاي جنسي را تنها با ازدواج ميتوان كنترل كرد.
پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله) در حديثي ديگر ميفرمايد:
از سعادت مرد اين است كه دخترش در خانهاش قاعده نشود (و پيش از آن شوهر كند).[30]
بايد گفت اين پافشاري در صورتي است كه دختر و پسر از نظر روحي ، جسمي، عقلي و مالي، آماده همسرداري باشند.
تشويق به ازدواج براي افزايش نسل
اسلام بر افزايش نسل با ايمان، صالح و مؤمن پافشاري ميورزد، چنان كه پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله) ميفرمود:
ازدواج كنيد، همانا من در قيامت به فراواني امتم افتخار ميكنم.[31]
چند حديث ديگر نيز به همين مضمون وارد شده است. براي نمونه پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله) فرمود:
چه مانعي دارد كه مؤمن زن بگيرد؟ باشد كه خداوند به او فرزندي روزي كند كه با گفتن كلمه لا اله الا الله زمين را گران بار و سنگين سازد.[32]
همچنين در حديث زيباي ديگري فرمود:
فرزندي كه در امت من به دنيا بيايد، در نظر من دوست داشتنيتر است از هر آن چه خورشيد بر آن بتابد.[33]
ازدواج، مايه افزايش روزي و بركت
پيشوايان دين، ازدواج را مايه افزايش روزي و بركت دانستهاند. براي نمونهپيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله) فرمود:
زن بگيريد؛ زيرا زن براي شما روزي است.[34]
ايشان در جاي ديگري فرموده است:
رزق و روزي را با ازدواج بخواهيد.[35]
همچنين با اشاره به آيه 32 نور ميفرمايد:
غنا و بينيازي را در اين آيه بجوييد (يعني ازدواج كنيد). [36]
حضرت ختمي مرتبت(صلي الله عليه و آله) در اهميت اين مسأله گفته است:
رحمت خداوند از درهاي آسمان در چهار زمان گشوده ميشود. هنگام نزول باران، هنگام نگاه كردن فرزند به صورت پدر و مادر، هنگام گشوده شدن در كعبه و هنگام ازدواج.[37]
امام صادق(عليهالسلام) نيز ميفرمايد:
رزق و روزي با زن و فرزند همراه است.[38]
تشويق به ميانجيگري در ازدواج
اهميت ازدواج در اسلام آن گونه است كه از پدر و مادر و خويشاوندان دختر يا پسر ميخواهد در امر ازدواج آنان ميانجيگري كنند و راه را براي آغاز زندگي مشترك دو زوج جوان بگشايند.
امام صادق(عليهالسلام) ميفرمايد:
هر كس، مجردي را زن دهد، خداوند در قيامت به او نظر (رحمت) ميافكند.[39]
امام علي(عليهالسلام) فرموده است:
بهترين ميانجيگري و شفاعت آن است كه بين دو نفر براي ازدواج شفيع شود تا خداوند بين آن دو را با هم جمع كند.[40]
امام كاظم(عليهالسلام) ميفرمايد:
در روزي كه هيچ سايهاي جز سايه عرش خداوندي نيست، سه كس در پرتو آن قرار ميگيرند: نخست، مردي كه برادر مسلمانش را زن دهد و... .[41]
آزادي در همسر گزيني
هر چند اسلام، پدر و مادر و خويشاوندان دختر و پسر را تشويق ميكند، شرايط ازدواج را براي فرزندان خويش فراهم سازند، ولي اجازه نميدهد كه آنان دختر و پسر را از برگزيدن همسر آينده خود محروم سازند. اسلام از پيآمد ازدواجهاي اجباري آگاه است؛ زيرا دختر و پسري كه با زور و اكراه به ازدواج هم درآيند، سرانجام با طلاق از هم جدا خواهند شد. بنابراين، اسلام در انتخاب همسر، نظر دو طرف زندگي را شرط ميداند. ابن ابي يعفور به امام صادق(عليهالسلام) عرض كرد: ميخواهم با زني ازدواج كنم ولي پدر و مادرم، ديگري را براي من ميخواهند و در نظرگرفتهاند، چه كنم؟ امام (عليهالسلام) فرمود:
با آن كس كه دوست داري، ازدواج كن و دختري را كه پدر و مادرت خواستهاند، برمگزين.[42]
يكي از نكتههاي مهم در اين زمينه، افزون بر آزادي در همسر گزيني، جايز بودن ديدن و آگاهي يافتن از وضع روحي و جسمي همسر آينده است. بر اساس روايات، اگر كسي، زني را براي ازدواج برگزيد، ميتواند براي آگاهي از ويژگيهاي جسمي او به محدودهاي از بدنش بنگرد.
محمد بن مسلم از امام باقر(عليهالسلام) پرسيد: ايا مردي كه ميخواهد با زني ازدواج كند، ميتواند به او بنگرد؟
امام(عليهالسلام) فرمود:
آري، همانا او به گرانترين بها، زن را ميخرد[43] (پس ميتواند به زن بنگرد).[44]
در حديث ديگري، حسن بن سري از امام صادق(عليهالسلام) پرسيد: آيا مردي كه ميخواهد با زني ازدواج كند، ميتواند به دقت به پشت و روي بدن زن بنگرد؟ امام (عليهالسلام) پاسخ فرمود:
مانعي ندارد زني را كه ميخواهد با او ازدواج كند از پشت سر يا جلو ببيند.[45]
همچنين پيامبر اسلام(صلي الله عليه و آله) به يكي از صحابه كه از زني خواستگاري كرده بود، فرمود:
اهميت عشق در رابطه را نمي توان ناديده گرفت. همه ما در يك زمانهايي بدون توجه به شايعاتي كه ممكن است دوروبرمان باشد، به عشق واكنش مي دهيم.
در عشق هاي زندگي واقعي، درك دقيق پالس عشقي كه طرفتان به آن واكنش مثبت مي دهد بسيار دشوار است. اساساً چند شاخص وجود دارد كه به شما كمك ميكند سمت و سوي مقاصد عشقيتان را تعيين كنيد.
در همه روابط عشقي، مزاياي رمانتيك بودن شما بسيار بيشتر از دليل رمانتيك بودنتان است. البته هر دو آنها مهم هستند اما اين عمل است كه بيشترين تاثير را دارد. اشتباه است كه بدون در نظر گرفتن احساسات فرد، درمورد عشق او و دليل آن فكر كنيد.
براي خيلي از افراد محكم و استوار بودن در عشق، يك پروسه طولاني و طاقت فرساست. هميشه به خودتان يادآوري كنيد كه مهم نيست الان با چه مشكلاتي درگير هستيد، اگر بدانيد كه با ايده هاي عاشقانه و رمانتيك كشمكش داريد، نتيجه و پاداشي كه آخر كار نصيبتان مي شود به مشكلات آن مي ارزد.
در همه تلاشهاي ابتدايي در راه عشق، هميشه احتمال شكست وجود دارد. هيچوقت نبايد در تجربه هاي اوليه خود انتظار موفقيت داشته باشيد. همه ما انسانيم و جايزالخطاء. اشتباه كردن حق ماست. عشق مثل هنرهاي رزمي نيست كه استادان واقعي داشته باشد. در دنياي واقعي، هيچكس نمي تواند ادعاي استادي در عشق داشته باشد. همه افراد در بازي عشق نوزاد تازه متولد شده هستند و درست مثل هر چيز ديگري، در اين مورد هم كسب مهارت مستلزم زمان و تمرين است.
عشق راهي بسيار عالي براي بازگرداندن شور و اشتياق به هر رابطه اي است. واقعاً غيرممكن است كه آن احساس پرشور ملاقات هاي اول را تا پايان عمر نگه داريد اما مي توان با عشق تا هر زمان كه بخواهيد آن شور و اشتياق را زنده نگه داريد. حفظ شور و عشق در رابطه، خوشبختي ابدي را تضمين مي كند.
يادتان باشد كه تنها راه داشتن يك رابطه خوب با عشق اين است كه 100% خود را فدا كنيد. اگر باورتان اين است كه شما و طرفتان بايد 50% از خودتان را تقديم ديگري كنيد، هنوز خيلي مانده تا به عشق برسيد. عشق در رابطه همه تلاش فرد را مي طلبد.
تصور كنيد كه طرفتان يك ربات يا كليشه نيست. همه افكار منفي سابق را دور بريزيد. طرفتان را يك موجود استثنايي ببينيد كه باعث شده همه شور و عشق شما به طرفش كشيده شود. انتظارات و تصورات قبلي را فراموش كنيد. هرگونه كليشه يا انتظار غيرواقعي را از روند فكريتان بيرون كرده و يا فكر و دلي پاك و خالص با طرفتان روبه رو شويد.
باور داشته باشيد كه تغيير براي ساختن يك رابطه به وجود مي آيد اما نه يك شبه. هميشه گفته مي شود كه تنها چيز ثابت در زندگي تغيير است. تغيير زمان مي برد و مي تواند براي خيلي ها دشوار باشد اما مطمئن باشيد كه به دست مي آيد. بايد از روند كند آن لذت ببريد. اگر از تغيير احساس ناراحتي مي كنيد، سعي كنيد در طولاني مدت خودتان را به آن عادت دهيد.
ازدواج عبارت از فرايند علاقمندي، كشش جسمي، جنسي، رواني و به دنبال آن فراهم سازي شرايط اقتصادي، اجتماعي، علمي، شغلي، خانوادگي، شخصي دو جنس مخالف ( زن ومرد يا دختر و پسر) در جهت ايجاد يك زندگي مشترك توأم با تفاهم، محبت، پويايي، زايندگي، و هدفمند كه در راس آن بيشترين تأثيرات را مذهب و اعتقاد و دين دو طرف دارد.
بنابراين در شكل تفكيك شده، ازدواج جنسي مطلق، مخصوص بهايم است ازدواج رواني مخصوص عشاق است و ازدواج اخلاقي مخصوص عرفا مي باشد. شيعه واقعي همه اتصالات را باهم برقرار مي كند. رابطه جنسي سالم د ارد، عبادت مي كند در تصوير گناهان و حضور خداوند اشك مي ريزد، با مردم در مي آميزد. تجارت مي كند و توالد و تناسل را نيز برقرار مي نمايد.
ازدواج به دو زندگي بي هدف، اثر مي بخشد:
ازدواج، دو زندگي تقسيم شده را يك زندگي كامل مي سازد،به دو زندگي بي هدف، اثر مي بخشد . و نيروي هر تن را دو برابر مي كند،به دو ذات پرسشگر، دليلي براي زندگي ميدهد،و چيزي براي زيستن به خاطر آن.
شادي تازه اي به آفتاب خواهد بخشيد،رايحه ي تازه اي به گل ها،زيبايي تازه اي به زمين و راز تازه اي به حياط.