به وبلاگ ما خوش آمدید.امیدوارم لحظات خوبی را با ما سپری کنید. برای دریافت قالب وبلاگ میتوانید به وبلاگ بهشت دیجیتالی مراجعه کنید.

پيوند آسماني

ازدواج سنت من است. پيامبر اكرم(ص)
شناسه کاربری
رمز عبور
درباره ما

پيامبر خدا صلي الله عليه و آله و سلم فرمود: بيشترين اهل جهنم انسانهاي بي همسر هستند
لوگوی دوستان

دانش نامه آزاد پروسیس - دایره المعارف فارسی
آرشیو مطالب
آذر ۱۳۸۸
آبان ۱۳۸۸
قالب
داستان ازدواج پسر مقام معظم رهبري با دختر دكتر حداد عادل
[ نویسنده : محمدصادق لهراسبي | تاریخ ارسال : ۲ آذر ۱۳۸۸ | ساعت : ۰۴:۰۱:۳۷ | مرتبط با : واقعيتهايي از ازدواج موفق و ناموفق ]

آقاي حداد عادل تعريف مي كردند:« سال 77، خانمي به خانه ما زنگ زده بود و گفته بود كه: مي خواهيم براي خواستگاري خدمت برسيم. خانم ما گفته بود دختر ما در حال حاضر سال چهارم دبيرستان است و مي خواهد ادامه تحصيل دهد. ايشان دوباره پرسيده بودند كه اگر امكان دارد ما بياييم دختر خانم را ببينيم تا بعد. اما خانم ما قبول نكرده بودند.

بعد خانم ما از ايشان پرسيده بودند كه اصلا شما خودتان را معرفي كنيد. و ايشان هم گفته بودند: من خانم مقام معظم رهبري هستم. خانم ما از هول و هراس دوباره سلام عليك كرده بود و گفته بود:« ما تا حالا به همه پاسخ رد داده ايم. اما شما صبر كنيد با آقاي دكتر صحبت كنم، بعد شما را خبر مي كنم». آن زمان خانم من مدير دبيرستان هدايت بود.

بعد از صحبت با من قرار بر اين شد كه آنها بيايند و دخترمان را در مدرسه ببينند كه هم دخترمان متوجه نشود و هم اينكه اگر آنها نپسنديدند، لطمه اي به دختر ما نخورد. طبق هماهنگي قبلي، خانم آقا آمدند و در دفتر مدرسه او را ديدند و رفتند. چند روز گذشت و من براي كاري خدمت آقا رفتم. آقا فرمودند:« خانم استخاره كرده اند، جوابش خوب نبوده است».

يك سال از اين قضيه گذشت. مجددا خانواده آقا تماس گرفتند و گفتند كه ما مي خواهيم براي خواستگاري بياييم.خانم بنده پرسيده بودند كه چطور تصميمتان عوض شده؟ آقا گفته بودند:« خانم ما به استخاره خيلي اعتقاد دارد و دفعه اول چون خوب نيامده بود، منصرف شدند» و خانم آقا هم گفته بودند:« چون دخترتان، دختر محجبه،فرهيخته و خوبي است، دوباره استخاره كردم كه خوب آمد و اگر اجازه بدهيد، بياييم.»

آن زمان دخترمان ديپلم گرفته بود و كنكور هم شركت كرده بود. پس از مقدمات كار، يك روز پسر آقا و مادرش با يك قواره پارچه به عنوان هديه براي عروس آمدند و صحبت كرديم و پس از رفتن آقا مجتبي، نظر دخترم را پرسيدم، ايشان موافق بودند.

بعد از چند روز خدمت آقا رفتيم. آقا فرمودند:« آقاي دكتر! داريم خويش و قوم مي شويم.» گفتم:« چطور؟» گفتند:«خانواده آمدند و پسنديدند و در گفتگو هم به نتيجه كامل رسيده اند، نظر شما چيست؟» گفتم:« آقا! اختيار ما دست شماست.»

آقا فرمودند:« نه! شما، دكتر و استاد دانشگاهيد و خانمتان هم همين طور. وضع زندگي شما مناسب است، اما زندگي من اينطور نيست. اگر بخواهم تمام زندگي ام را بار كنم، غير از كتاب هايم يك وانت بار مي شود. اينجا هم دو اتاق اندرون و يك اتاق بيروني است كه آقايان و مسئولين در آنجا با من ديدار مي كنند. من پول ندارم خانه بخرم. خانه اي اجاره كرده ايم كه يك طبقه مصطفي و يك طبقه هم مجتبي زندگي مي كند. شما با دخترت صحبت كن كه خيال نكند حالا كه عروس رهبر مي شود، چيزهايي در ذهنش باشد. ما اين طور زندگي مي كنيم. اما شما زندگي نسبتا خوبي داريد. حالا اگر ايشان بخواهد وارد اين زندگي شود، كمي مشكل است. مجتبي معمم هم نيست. مي خواهد قم برود و درس بخواند و روحاني شود. همه اينها را به او بگو، بداند.»

من هم به دخترم گفتم و ايشان هم قبول كرد. آقا در زمان قبل از رئيس جمهوريشان، در جنوب تهران خانه اي داشتند كه آن را اجاره داده اند و خرج زندگي شان را از آن در مي آورد؛ ايشان حقوق رهبري نمي گيرند و از وجوهات هم استفاده نمي كنند.

هنگام صحبت در مورد مراسم عقد و مهريه و ... آقا فرمودند:«در مورد مهريه، اختيار با دختر شماست. ولي من براي مردم خطبه ي عقد مي خوانم، سنت من اين بوده كه بيشتر از 14 سكه ، عقد نخوانم و تا حالا هم نخوانده ام، اگر بخواهيد، مي توانيد بيشتر از 14 سكه مهريه معين كنيد، ولي شخص ديگري خطبه عقد را بخواند. از نظر من اشكالي ندارد. چون تا حالا بيش از 14 سكه براي مردم عقد نخوانده ام، براي عروسم هم نمي خوانم.»

من گفتم آقا! اين طور كه نمي شود. من با مادرش صحبت مي كنم، فكر نمي كنم مخالفتي داشته باشد.» در مورد مراسم عقد هم گفتند:« مي توانيد در تالار بگيريد، ولي من نمي توانم شركت كنم.» گفتم:« آقا هر طور شما صلاح بدانيد.»

فرمودند :« مي خواهيد اين دو تا اتاق اندروني و يك اتاق بيروني را با هم حساب كنيد. هر چند نفر جا مي شوند، نصف مي كنيم؛ نصف از خانواده ما و نصف از خانواده شما را دعوت مي كنيم.» ما حساب كرديم و ديديم بيشتر از 200-150 نفر جا نمي شوند. ما حتي اقوام درجه اولمان را هم نمي توانستيم دعوت كنيم، اما قبول كرديم.

آقا غير از فاميل، آقاي خاتمي، آقاي هاشمي و آقاي ناطق و روساي سه قوه و دكتر حبيبي را دعوت فرمودند. يك نوع غذا هم درست كرديم.قبل از اينها صحبت خريد بازار شد. پسر آقا گفت: «من نه انگشتر مي خوام و نه ساعت و نه چيز ديگري.» آقا گفتند: خوب نيست. من هم گفتم:« حداقل يك حلقه بگيرند.» اما آقا فرمودند: «من يك انگشتر عقيق دارم كه يكي براي من هديه آورده، اگر دخترتان قبول مي كند، من آن را به ايشان هديه مي دهم و ايشان هم به عنوان حلقه، به مجتبي هديه دهد.» قبول كرديم و انگشتر را گرفتيم و بعد به آقا مجتبي داديم. كمي بزرگ بود. به يك انگشترسازي برديم تا كوچكش كند و خرجش 600 تومان شد. خلاصه خرج حلقه داماد 600 تومان شد.

به آقا گفتيم در همه اين مسايل احتياط كرديم، ديگر لباس عروس را به ما بسپاريد و آقا هم فرمودند: «آن را طبق متعارف حساب كنيد.» در همان ايام، ما خودمان براي پسرمان عروسي مي گرفتيم و يك لباس عروس براي عروسمان سفارش داده بوديم بدوزند.

خلاصه قبل از اينكه عروسمان استفاده كند، همان شب دخترمان استفاده كرد. بعد آقا گفتند: «من يك فرش ماشيني مي دهم، شما هم يك فرش بدهيد.» و به اين ترتيب مراسم برگزار شد. براي عروسي هم درو پيكان از اقوام ما و دو پيكان هم از اقوام آقا آمده بودند. مراسم در خانه ما تا ساعت 1 طول كشيد.

خانواده آقا آمده بودند كه عروس را ببرند، البته آقا ظاهرا كاري داشتند و نيامده بودند. اما وقتي عروس را به خانه آورديم، ديديم آقا هنوز بيدار نشسته اند و منتظرند كه عروس را بياورند. فرمودند: « من اخلاقا وظيفه خود مي دانم براي اولين بار كه عروسمان قدم به خانه ما مي گذارد، من هم بدرقه اش كنم و به اصطلاح خوش آمد بگويم.»

ما خيلي تعجب كرده بوديم و فكر نمي كرديم آقا تا آن ساعت شب بيدار باشند، حتي آقا آن شب هم غذا نخورده بودند. چون خانواده آقا سرشان شلوغ بود، به آقا غذا نداده بودند. آقا گفتند: «دكتر! امشب شام هم نداشتيم، من به يكي از پاسدارها گفتم شما چيزي خوردني داريد؟ آنها گفتند كه غير از كمي نان چيز ديگري نداريم. گفتم: همان را بياوريد. مي خوريم.»

بعد هم كه عروس وارد شد، آقا چند دقيقه اي برايشان در مورد تفاهم در زندگي و شرايط و اهميت زندگي زناشويي صحبت كردند و تا پاي در خانه، عروس را بدرقه كردند و خوش آمد گفتند. رعايت آداب حتي تا چنين جايگاهي چقدر ارزش دارد. اينها از بركت انقلاب اسلامي و خون شهداست.

ايشان دستور دادند حتي از ريزترين وسايل دفتر استفاده نشود، چون مال بيت المال است. حتي اگر مشكل وسيله نقليه هم پيش آمد، اجازه ندارند از وسايل دفتر استفاده كنند.


منبع: نشريه « اشراق انديشه » به نقل از حجت السلام پاينده، از اعضاي دفتر مقام معظم رهبري

آدرس اينترنتي :

http://www.persianv.com/view/022334.php

 

 

نظرات (0) | لینک ثابت

آخرین پست ها

بسيج در سخنان امام خميني«ره» و مقام معظم رهبري
هفته بسيج مباركباد
تهيه و تنظيم تحقيقات دانشجويي
داستان ازدواج پسر مقام معظم رهبري با دختر دكتر حداد عادل
آزمون ازدواج موفق
ازدواج از ديدگاه روايت‌هاي معصومين(ع)
اهميت عشق در روابط
تعريف ازدواج
منوی اصلی
صفحه نخست
پست الکترونیک
بایگانی
RSS
موضوعات
كلام بزرگان با موضوع ازدواج
واقعيتهايي از ازدواج موفق و ناموفق
مبحث علمي ازدواج
پیوندها
بهشت دیجیتالی
دانش نامه آزاد پروسیس
دهکده ایرانی
نيچكوه نگين سبز كجور مازندران
شهر ما خانه ما
كوچه باغ احساس
نویسنده

جستجو در وبلاگ
لطفا از کلمات کلیدی برای جستجو در وبلاگ استفاده کنید


Design by SMH
SMH-PARMIS
Powered by
Parsfa &
SMH-PARMIS

کپی برداری از مطالب این وبلاگ تنها با ذکر منبع مجاز می باشد

This Template Design By SMH-PARMIS
Copyright © 2009-2010, Powered By Parsfa & SMH-PARMIS

Persianv.com | داستان ازدواج پسر مقام معظم رهبری

داستان ازدواج پسر مقام معظم رهبری با دختر دکتر حداد عادل آقای حداد عادل تعريف می ...

Niksalehi.com | داستان ازدواج پسر رهبر با دختر دکتر حداد عادل

داستان ازدواج پسر مقام معظم رهبری با دختر دکتر حداد عادل آقای حداد عادل تعريف می ...

2rnaz.com ::: داستان ازدواج پسر مقام معظم رهبری

داستان ازدواج پسر مقام معظم رهبری با دختر دکتر حداد عادل. آقای حداد عادل تعريف می کردند: ... اما شما صبر کنيد با آقای دکتر صحبت کنم، بعد شما را خبر می کنم" ...

Atlanta persians - Iranian in Atlanta Georgia news event ...

داستان ازدواج پسر مقام معظم رهبری با دختر دکتر حداد عادل. آقای حداد عادل تعريف می کردند: ... پس از مقدمات کار، يک روز پسر آقا و مادرش با يک قواره پارچه به عنوان هديه برای ...

درانتظار ظهور

داستان ازدواج پسر مقام معظم رهبری با دختر دکتر حداد عادل ... صحبت با هم كلاسي هاي پسر آيا اشكال دارد؟. مفهوم ولايت مطلقه فقيه را از منظر قانون اساسي و امام (ره) ...

هیئت رزمندگان اسلام شهرستان قشم

داستان ازدواج پسر مقام معظم رهبری با دختر دکتر حداد عادل " ... داستان ازدواج پسر مقام معظم رهبری با دختر دکتر حداد عادل. آقای حداد عادل تعريف می ...

داستان واقعی ازدواج پسر رهبر ایران با دختر حداد عادل ...

داستان واقعی ازدواج پسر رهبر ایران با دختر حداد عادل. آقای حداد عادل تعریف می کردند:" سال ... با درود به مقام معظم رهبری.خانمی که به دروغ حساب بانکیه مجتبی رو گفتی! ...

Atlanta persians

در اين مراسم که با استقبال دانشجويان مواجه شد دانشجويان مبالغی را برای کمک به احداث خانه ... داستان ازدواج پسر مقام معظم رهبری با دختر دکتر حداد عادل. تظاهرات در مریخ- به گزارش ...

سید مجتبی خامنه‌ای - ویکی‌پدیا

وی با دختر غلامعلی حداد عادل ازدواج کرده‌است.[۲] به گفته همسر سعید امامی خانواده علی ... "خواستگاری" داستان ازدواج پسر مقام معظم رهبری با دختر دکتر حداد عادل (فارسی) ...

سید علی خامنه‌ای - ویکی‌پدیا

مسعود نیز با فرزند آیت‌الله خرازی و خواهر صادق خرازی ازدواج کرده‌است.[۸] ... "خواستگاری" داستان ازدواج پسر مقام معظم رهبری با دختر دکتر حداد عادل (فارسی). وبگاه ایرانیان آتلانتا ...


هیئت رزمندگان اسلام شهرستان قشم

داستان ازدواج پسر مقام معظم رهبری با دختر دکتر حداد عادل " ... داستان ازدواج پسر مقام معظم رهبری با دختر دکتر حداد عادل. آقای حداد عادل تعريف می ...

درانتظار ظهور

داستان ازدواج پسر مقام معظم رهبری با دختر دکتر حداد عادل ... صحبت با هم كلاسي هاي پسر آيا اشكال دارد؟. مفهوم ولايت مطلقه فقيه را از منظر قانون اساسي و امام (ره) ...

یا فاطمةالزّهرا س

خواستگاری " داستان ازدواج پسر مقام معظم رهبری با دختر دکتر حداد عادل ... صبح روز عملیات از دفتر امام (ره) با قرارگاه خاتم الانبیا تماس گرفته شد و و امام ...

درانتظار ظهور

درانتظار ظهور - الحمد الله الذی جعلنا من المتمسّکین بولایه امیر المومنین علی(ع) و الائمه المعصوم

مجمع الفوائد.مهدی قاضي زاده//09122519350

داستان ازدواج پسر مقام معظم رهبری با دختر دکتر حداد عادل با14سکه ... و ايشان هم گفته بودند: من خانم مقام معظم رهبری هستم. خانم ما از هول و هراس دوباره سلام عليک کرده بود و گفته ...

موسسه فرهنگی و مذهبی یالثارات الحسین(ع)

داستان ازدواج پسر مقام معظم رهبری با دختر دکتر حداد عادل یاد بگیره!!!!خوب ... توصیه رهبری به مسئولان رسانه‏های گروهی. مقام معظم رهبری، کودک را ذخیره ...

دختران آخر الزمان

دختران آخر الزمان, سلام هدف من از ایجاداین وبلاگ این است که به نوبه خود در روزگاری که غربت ...

سرزمین آرزوها - زندگینامه مقام معظم رهبری

سرزمین آرزوها - زندگینامه مقام معظم رهبری

سرزمین آرزوها - شعر درباره سخنان مقام معظم رهبری در نماز جمعه

سرزمین آرزوها - شعر درباره سخنان مقام معظم رهبری در نماز جمعه

سرزمین آرزوها - نگاه اسلام به آشنایی بین دختر و پسر پیش از ...

سرزمین آرزوها - نگاه اسلام به آشنایی بین دختر و پسر پیش از ازدواج چیست؟